شوق پریدنت کجاست؟

بال و پرت اگر که بستست , شوق پریدنت کجاست؟


هراس به دل راه مده

در این جهان هراس به دل راه مده، بزودی خواهی دانست چه بزرگ مرتبه است رنج کشیدن و قوی دل شدن.

منبع :  www.rahpoo.com                                                               لوئیز هی

 

۱۳۸۸/٧/۱۳  توسط حامد  |  پيام هاي ديگران ()

 

رضا صادقی

رضا صادقی در 25 مرداد 1358 در شهر باستانی و بسیار زیبای آرامیس (میناب) چشم به جهان گشود. نظر به این که در خانواده مذهبی و مقید چشم به جهان گشود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز کرد. علاقه مندی او به مسائل هنری باعث شد تا در زمینه موسیقی فعالیتش را آغاز کند.

سال 1368 ابتدای راه و به نوعی اولین جرقه فکری او بود، با توجه به این که در بندرعباس امکانات محدودی برای فراگیری داشت، با مطالعه کتاب های متفاوت در این زمینه ساختار فکری خود را در مورد آن هنر بسیار رویایی و لطیف استحکام بخشید. علاقه مندی او به موسیقی مدرن باعث شد تا از نگاه موزیسین های بزرگ برای کارهای بعدی خود استفاده کند.

در سال 1371اولین آلبوم خود را به نوعی میشود گفت ساخت، آلبومی به اسم راز عشق. شاید در آن سال ها آهنگ های او مورد قبول واقع نمی شد زیرا تفکرات در آن زمان ها به سمت دیگری سوق گرفته بود.

در سال 1373 اولین کار خود را به صورت کاست ارائه کرد که همان راز عشق بود. اما از حق نگذریم هیچ نوع بار هنری نمی شد در آن پیدا کرد اما حرکتی تازه بود.در سال 1373 با کمی دقت دومین کار خود را ارائه داد با بال پرواز که بعد از آن کاست دید عموم نسبت به کارهای او جلب شد و او با شوق بیشتری به کسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر می داشت.

در سال 1374 بنا به دلایلی دست از کارهای هنری کشید و شاید آن دوره برای او مدت زمان پرباری بود که با ارائه کاستی تحت عنوان کلاغ قارقاری شروعی دوباره اما به مراتب قوی تر از قبل را تجربه کرد. علاقه زیاد او نسبت به هنرمندان بزرگ چون استاد بیات و چشم آذر باعث شد تا به کارهای ایشان و دیگر هنرمندان بزرگ توجه خاصی داشته باشد و کارهای او تحت شعاع آن ها قرار گرفت. البته او در زمینه شعر و ادبیات فعالیت دارد و ارادت او به شاعرانی چون اخوان ثالث، حافظ، مولانا، سهراب سپهری، شاملو و ماگوت بیگل باعث شد ذهنیت فکری آنها را در راه خود نورپردازی کند البته ناگفته نماند که 95% از کارهایش را خودش ترانه سرایی می کند. در سال 1375 کاست گل لاله را ارائه کرد که به نوعی با کارهای قبلی او تفاوت داشت. او مسبر نسبتا صعودی را دنبال کرد به طوری که در سال 1376 بندر قدیم، 1377 مستانه و دیوانه، در سال 1378 رویای شیرین و ده ثانیه را با هم در یک سال ارائه داد.

سال 1379 سال آرامش و تجربه بود.یک حادثه زیبا در رویاهای او لحظه ها را برایش سرشار کرده بود تا این که در سال 1380 کاست عاشقم من که با گیتار اجرا شده بود را به بازار ارائه داد که مورد استقبال خاصی قرار گرفت، البته این کاست قبل از این که ویرایش شود به بازار رفت که در مورد آن جای بحثی طولانی است.

آن حادثه زیبا و رویایی نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و دیدن زشتی ها با نگاهی دیگر.

او مدت 8 سال پیراهن مشکی به تن کرد و همه مردم او را مشکی پوش میشناختند تا این که در سال 1381 کاست حکایت مشکی پوش را به مردمی تقدیم کرد که سال ها او را با مهرشان به اوج سوق میدادند.

حکایت مشکی پوش آغازی بود برای حرکتی از نوع مشکی پوش، برای دنیایی زیبا که در آن مشکی هم زیبایی خاصی دارد.

سپس آلبوم مشکی رنگ عشقه را روانه بازار موسیقی کرد. که ناگفته نماند برای مجاز وارد کردن این آلبوم که حرکتی نو بود رضا صادقی خود را به هر دری زد اما تلاش های او به در بسته خورد.

در سال 1384 آلبومی به نام کما به بازار عرضه شد که توسط تاجران موسیقی به سرقت رفت و برای خواننده نسل عشق مشکلاتی به وجود آورد. 

در سال 1385 آلبوم پیرهن مشکی را روانه بازار کرد که این دفعه به صورت مجاز. بله رضا صادقی با این آلبوم به خوانندگان مجاز پیوست. البته آهنگ ها تنظیم مجدد شده بود. اما همین آلبوم توانست لقب پرفروشترین کاست سال را را از آن خود کند. بعد از آلبوم پیرهن مشکی رضا صادقی سکوت اختیار کرد تا حدی که یک مدت هیچ کسی از او و کارهایش خبر نداشت. اما در کمال ناباوری در سال 1386 آلبوم وایسا دنیا را روانه بازار کرد. آلبومی که حتی طرفداران او انتظارش را نداشتند. او دچار یک فکر حرفه ای شده بود و تصمیم گرفت از مطرح ترین تنظیم کننده ایرانی استفاده کند. که این آلبوم بسیار شنیدنی هنوز هم از فروش بالایی برخوردار است.

نکته جالب در مورد کنسرت رضا صادقی است که در دبی برگزار شد ...

در سالنی که 12000 هزار نفر گنجایش داشت رضا صادقی کنسرتی را اجرا کرد که فقط سه تن از بزرگان موسیقی اجرای کنسرت کرده بودند. هنرمندانی چون: ریکی مارتین ، سلندیون، داریوش و در آخر هم رضا صادقی.

جای بس خوشحالیست ...

و در نهایت آلبوم جدید او با نام به تو مدیونم که بدون شک از ماندگارترین آلبوم های موسیقی ایرانی خواهد بود.

رضا صادقی با همسفری آهنین یه سوی دنیای سبز فردا به پیش می رود. شاید خود او هم می داند مانده تا برف های زمین آب شوند اما او با گرمایی که از جنوب به ارث برده این برف ها را آب خواهد کرد.

ما به هر حال می پریم ، بی چشم و دل بی پرو بال

ما به مشکی دلخوشیم دو رنگی ها رو بیخیال

آنان که از باده وفا مستند سلام ما برسانید هر کجا هستند.

 

منبع: www.onlysadeghi.net

۱۳۸۸/٤/۱٢  توسط حامد  |  پيام هاي ديگران ()

 

میتونی همونطوری بمونی!!!

برای کاری که انجام دادنش ارزش داره هیچوقت دیر نیست

هیچ محدودیت زمانی وجود نداره، هر وقت خواستی شروع کن میتونی تغییر کنی یا میتونی همونطوری بمونی هیچ قانونی برای این چیزا وجود نداره میتونیم بهترین چیزا یا بدترین چیزا رو بسازیم.

امیدوارم تو بهترینش رو بسازی

و امیدوارم با چیزایی روبرو بشی که در تو انگیزه به وجود بیاره

امیدوارم چیزایی رو حس کنی که هرگز حس نکردی

امیدوارم با آدمایی آشنا بشی که زاویه دید متفاوتی دارن

امیدوارم طوری زندگی کنی که بهش افتخار کنی

.

.

.

اگه فهمیدی که اینطور نیست

امیدوارم قدرتش رو داشته باشی که همه چیز رو از اول شروع کنی

  

 قسمتی از فیلم بیاد ماندنی

 The Curious Case of Benjamin Button

۱۳۸۸/۳/٢٩  توسط حامد  |  پيام هاي ديگران ()

 

درد زیستن

درد من حصار برکه نیست... درد زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است.

۱۳۸۸/۳/٢٧  توسط حامد  |  پيام هاي ديگران ()

 

در حسرت دیدار تو

در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم...


دشوار بود مردن و روی تو ندیدن...
بگذار بدلخواه تو دشوار بمیرم...


بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ...
در وحشت و اندوه شب تار بمیرم...


بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب....
دربستر اشک افتم و ناچار بمیرم...


میمیرم از این درد که جان دگرم نیست...
تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم...


تا بوده ام ای دوست وفادار تو هستم...
بگذار بدانگونه وفادار بمیرم...

 

منبع: در حسرت دیدار...

۱۳۸۸/۳/۱۳  توسط حامد  |  پيام هاي ديگران ()

 

هر چی شوخی کردیم جدی نوشتند

شیخ شیپور که از ظرفای تهران بود و به شوخی معروف و مشهور بوده است، چون فوت می کندکسی وی را در خواب می بیند. سوال می کند که آن طرف چه خبر است؟

می گوید: اینقدر بگویم که هر چه شوخی کردیم جدی نوشتند.

۱۳۸۸/۳/۱۱  توسط حامد  |  پيام هاي ديگران ()

 

تو بشی مادر گلها...من بشم بابای بارون

بده دستاتو بدستم

تا با هم کلبه بسازیم 

 

کلبه ای پر از من و تو

از من و تو ما بسازیم

 

دور بشیم از همه مردم 

واسه درد هم بمیریم

 

با ستاره ها بخوابیم

با ترانه جون بگیریم

 

کلبه ای اندازه عشق

باغچه ای و حوز و گلدون

 

 

سر تو باشه رو شونم

مثل لیلا مثل مجنون

 

تو بشی مادر گلها ...

من بشم بابای بارون ...

 

من واسیه تو واسه من

کلبه ای میخوام که تو باغچه اش پر باشه از یاسمن

 

حیاتشم سر تا سرش باشه چمن

فقط واسه تو واسه من

 

تو کلبه مون خدا باشه

خوشبختیمون قد تموم آسمون صاف و بی انتها باشه

 

کلبه ای اندازه عشق

باغچه ای و حوض و گلدون

 

سر تو باشه رو شونم

مثل لیلا مثل مجنون

 

تو بشی مادر گلها ...

من بشم بابای بارون ...

ترانه زیبای رضا صادقی/ آلبوم قاصدک


ادامه مطلب

۱۳۸۸/۳/۱۱  توسط حامد  |  پيام هاي ديگران ()

 

سالهای بی ناصریا...

دل من یه روز به دریا زد و رفت

صاحب صدای جنوبی پر طنین و ترانه خوان موسیقی پاپ ایران در اغما ماند و خودش را به خاطره ای مبدل کرد که حافظه و حواس هر ایرانی را برای تمام زندگی در بر می گیرد.این نوشته ی کوتاه در رثای ناصر نیست. مرثیه ای برای رفتن خواننده ی (گنوغ)نیست٬ شما را به سوگ نشستن دعوت نمی کند٬ آگهی تسلیت یا ترحیمی هم حتی نیست. در ستایش صدای جوان رعنای هرمزگان است که موسیقی ایران مدیون اوست.

این موسیقی پاپ است که از این پس هیچ کار تازه ای را از حنجره ی طلایی مردی که هم ایرانی بود و هم تمامی شرق را در گلویش آواز می داد نمی شنود. موسیقی ایرانی عزادار است. موسیقی ایرانی یکی از گرم ترین٬جسورترین و زنده ترین صداهای تمام سالهایش را از دست داده است و در رثایش مرثیه ی نازک غمناکی می خواند که ناصر با ترانه (نازتکه)برایش به ارمغان آورده بود. 

زنده یاد ناصر عبدالهی

دوستت دارم
چه واژه آشنایی ، انگار همین دیروز بود

نسیم صدایی را از کوچه پس کوچه های جنوب با خود همراه آورده بود . صدائی آرام و دلنشین که خود را فریاد می زد

 

 

من خودمم نه خاطره ، منظره ام نه پنجره ، من یه هوای تازه ام نه انعکاس حنجره

این نسیم طولی نکشید که چون طوفانی همه جا را به تسخیر در آورد و با خود کلامی را به همراه داشت که سال ها در سینه ها مانده بود و هیچ کس توان بیان آن را نداشت .
صحبت از ناصریاست ، او که با ناصریا به دل ها راه یافت و با لالایی اش دل های آشفته را مرحمی شد.

 

 

ناصر عبدالهی خواننده ای که برای اولین بار دوستت دارم را به زبان ‌آورد

ناصریا با آلبوم دوستت دارم روحه تازه ای به موسیقی پاپ بخشید و علاقه مندان زیادی را شیفته صدای خود ساخت صدایی دلنشین و گوش نواز. بی شک بر هیچ یک از دوستارانش پوشیده نیست که ناصر ترانه ای نخواند جز ترانه های دلش ،چه آن هنگام که ناصریا را می خواند و چه آن هنگام که ارادت خویش را به ائمه اطهار علیهم السلام ابراز می داشت .
یا فاطمه بت نبی و محمد جان اوج ارادت خالصانه اوست.
دیگر شب یلدا برای دوستداران موسیقی چیزی جز خاطره تلخ در گذشت زنده یاد ناصر عبداللهی به همراه ندارد سینه هامان در فراغ او مالامال از غم اندوه است.

با بغضی در گلو و با صدایی لرزان زیر لب می خوانیم ترانه عشق و دوستی را که ناصر بر زبانمان جاری ساخت .

 

دل من یه روز به دریا زد و رفت ...... پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
پاشنه ی کفش فرار و ورکشید ....... آستین همت و بالا زد و رفت
یه دفه بچه شد و تنگ غروب . سنگ توی شیشه ی فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود .......... به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد ........... نامه ی فردا ها رو تا زد و رفت
حیونی تازگی آدم شده بود ........... به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت

دل من یه روز به دریا زد و رفت ....... پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن ... خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش می خواست ولی ...... آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی می گشت  خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
یه دفه بچه شد و تنگ غروب .. سنگ توی شیشه ی فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود ........... به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد ............ نامه ی فردا ها رو تا زد و رفت
حیونی تازگی آدم شده بود ............ به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت

« روحش شاد »


ادامه مطلب

۱۳۸۸/۳/٧  توسط حامد  |  پيام هاي ديگران ()

 

 



چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
gh2008@ymail.com

 

حرف های تکراری(٩)
شعر(٧)
رضا صادقی(۳)
بیوگرافی(٢)
ناصر عیدالهی(۱)
حرف های تکراری(۱)
فیلم(۱)

 

هراس به دل راه مده
رضا صادقی
میتونی همونطوری بمونی!!!
درد زیستن
در حسرت دیدار تو
هر چی شوخی کردیم جدی نوشتند
تو بشی مادر گلها...من بشم بابای بارون
سالهای بی ناصریا...
پرواز
رفتنت آغاز ویرانی است

 

مهر ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸

 

حامد
وحید

 

طبیعت ایران
تصاویر دیدنی برای دسکتاپ
پرواز خیال
قبل تو بعد تو
سنتور اسرار
وبلاگ شخصی منصور دهستانی
مرجع متخصصین ایرانی
شبکه اجتماعی جهانی فیس بوک

 

RSS 2.0